أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

483

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

قباب ( 7 ) ، جمع قبه ، بارگاهى كه بر فراز آن گنبدى باشد ، گنبد . ( لغت‌نامه ) قصب السبق ( 297 ) ، سبقت گرفتن ، پيش افتادن . ( آنندراج ) قطاس ( 357 ) ، نام عام براى هريك از پستانداران آبزى . ( معين ) قطنى ( 362 ) ، منسوب به قطن . نوعى از قماش ابريشمين كه در عرف هندوستان مشروع خوانند مركب از قطن به معنى پنبه و ياى نسبت . تار و پود آن از ريسمان پنبه و ابريشم مىباشد . ( آنندراج ) قليه ( 213 ) ، نوعى خورشت است كه در آن گوشت و اقسام ديگر است ، گوشتى كه در روغن بريان كنند . ( غياث ) قوابل ( 48 ) ، جمع قابله . ( لغت‌نامه ) قورخانه ( 145 ) ، اسلحه‌خانه . ( فرهنگ نظام ) قورلتاى ( 326 ) ، - قوريلتاى ، اجتماعى عظيم از عموم شاهزادگان و اركان مملكت كه در موقع تعيين و نصب يكى از اعضاى خاندان سلطنتى به سلطنت يا امرى مهم منعقد مىكرده‌اند ، شوراى بزرگ . ( سنگلاخ ) قومورقا ( 369 ) ، احاطه كردن . به صورت‌هاى قومارغه و قومارماق به معنى احاطه ، احاطه كردن آمده است . ( سنگلاخ ) قوى ئيل ( 118 ) ، يكى از دوازده سال دورهء سنوات تركان ، سال گوسفند . ( لغت‌نامه ) ك كجيم ( 376 ) ، - كجين ، منسوب به كيج ، ابريشم ، جامه‌اى كه در درون آن ابريشم و يا پنبه باشد . ( آنندراج ) كحل الجواهر ( 102 ) ، سرمه‌اى آميخته به مرواريد سوده كه براى روشنايى به چشم كشند ( معين ) كرنك رنگ ( 362 ) - آل ، سرخ كم‌رنگ ، سرخ ( معين ) كعاب ( 238 ) : جمع كعب ، بند استخوان ، مچ پاى آدمى . ( لغت‌نامه )